یکتایکتا، تا این لحظه: 4 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

عشق یکتای ما

روزهای خوب و خوش در شهریور 97

اخرای شهریور اقاجون و عمه اینا اومدن شیراز و روزها رو کلی با اونا خوش گذروندیم .  رستوران خوشا شیراز همه مهمون اقاجون بودیم  تولد الهه جون  تولد بابایی اینجا هم قران انداختن گردن سهیلا جون تا ایشالله نی نی سالم و سلامتی بدنیا بیاره  اینم اخر تابستون و تولد خاله نیلوی مهربون و دوست داشتنی    ...
1 آذر 1397

سفر به اصفهان و محلات

اواخر مرداد ماه بابا یه سفر خوب رو برامون تدارک دید . سفر به دهکده توریستی محلات من و یکتا و بابا مهرداد با ماشین خودمون و بابایی مامان جون و نیلو هم با ماشین خودشون راهی سفر شدیم. البته دو سه رو قبلش رفتیم اصفهان و چندروزی حسابی اصفهان گشتیم . بعدشم رفتیم محلات سه روز اونجا بودیم و عموخسرو اینا هم خودشونو به ما رسوندن و خوشی سفرمون رو چند برابر کردن .  بعد از محلات از هم جداشدیم و ما به خاطر کار بابا مهرداد رفتیم تهران و مامان اینا برگشتن شیراز  مرسی از بابایی بابت این سفر خوب و عالی  اصفهان میدان امام وقتی که دخترم خسته میشه و به اغوش بابا پناه میبره اکواریوم اصفهان ش...
1 آذر 1397

هفتمین سالگرد ازدواج من و بابا مهرداد

مهرداد عزیزم  همدم و یار همیشگیم در زندگی  هجدهم تیرماه یاداور رویایی ترین روز زندگیمان، روز یکی شدن و یکی ماندنمان است .  وجود نازنین تو و میوه زندگیمان تنها بهانه من برای زندگی است.  در این هفت سالی که باهم زیر یک سقفیم روزها و روزها گذشته چه تلخ و چه شیرین، معبود را شاکرم که در تلخیها کنارم بودی و شادیها را به کامم شیرین تر کردی .  عاشقانه دوستت دارم فرزانه ...
2 مرداد 1397

سفر کیش سفری رویایی

بعد از اینکه مامان اینا برنامه سفرشون به ترکیه اوکی شد و بلیط گرفتن به اصرار مامان بابا به خاطر تنهاییهای تو به پیشنهاد و کمک بابا قرار شد که ماهم چند روزی که تنها هستیم رو بریم کیش تا نبود مامان اینا رو کمتر حس کنی .  بابا مهرداد هم برامون سنگ تموم گذاشت هتل ترنج و ارم کیش رو گرفت. سفرمون بسیار بسیار عالی بود با این که وسط تابستون بود و هوای کیش هم گرم بود ولی به شما خیلی خوش گذشت. مخصوصا هتل ترنج تجربه خیلی خوبی برات بود .  یه روز هم  من و شما رفتیم پارک ابی که بنظرم هیچ روزی توی زندگیت این قدر بهت خوش نگذشته بود به حدی که حتی بعد از برگشتمون به هتل توی خواب گریه میکردی که چرا نموندیم توی پارک ابی .  خلاصه که س...
2 مرداد 1397

خداحافظی با پستانک

عزیز مادر  میخوام امروز امروز برات از یکی از سخت ترین مرحله های نوزادیت بگم . خداحافظی با پستونک  وقتی بدنیا اومدی هم خودم هم مامان و  تلاش زیادی کردیم تا تو پستونک دهنی بخوری که البته خیلی نتیجه ای نداشت میدونی دخترم چون من باید میرفتم سر کار و تو هم شیشه نمیخوردی برات بهتر بود که پستونک دهنی داشته باشی.  بعد از این که مدل های مختلفش رو خریدم و شما هم نخوردی سفر کیشمون با امین اینا توی سه ماهگیت پیش اومد و اونجا برات این مدل چیکو رو خریدم که شاید دوست داشته باشی.  وقتی من و بابا مهرداد رفتیم پاراسل و تو هم پیش فهیمه جون موندی ، چون اونجا ما خیلی معطل شدیم و تو هم غیر از شیر من چیزی نمیخوردی فهیمه جون بهت...
14 تير 1397

سه سالگیت مبارک یکتای بی همتای من

برایت آرزو دارم  که نور نازک قلبت ، به زیبایی ببیند زندگی ها را . چو باران ، آبی و زیبا  بباری شادمانه روی گرد غم ، به دور از دل گرفتن ها  برایت آرزو دارم  به تنهایی نیالاید  خدا این قلب پاکت را  و همواره به دستانت بیاویزد  چراغ راه خوشبختی  بدانی آنچه را اینک نمی دانی   برایت آرزو دارم  سعادت را ، طراوت را  بهشت  و بهترین بهترین ها را  عزیز روزهای من  خدا را میدهم سوگند  که در قلبم برای تو  خدا را آرزو دارم ...
5 تير 1397

سفر به استان چهارمحال بختیاری

به پیشنهاد امین و بعد از هماهنگی های لازم تصمیم گرفتیم چند روز تعطیلی توی خرداد ماه رو یه سفر کوتاه به استان چهارمحال داشته باشیم .   الحمدلله این سفر با وجود همسفرهای خیلی خوبی که داشتیم و همچنین هوای خنک و عالی اونجا خیلی خیلی بهمون خوش گذشت  همسفرای عزیزمون : امین و فهیمه و صبا جون الهه و عمو فرزاد علی اقا و اسما جون و کیارش کوچولو یاسوج ، شهرکرد ، کوهرنگ ، ابشار کوهرنگ ، تالاب چغاخور ، تالاب گندمان ، سرچشمه زاینده رود، آبشار  شیخ علیخان جاهایی بود که دیدن کردیم و توی هتی بام بروجن ساکن بودیم  هتل پارسیان ازادی شهرکرد بروجن تالاب گندمان ...
20 خرداد 1397

٩٧/٢/٢٨

دختر خوشكلم چند وقتي هست كه از شيرين زبوني هات چيزي ننوشتم راستش اين روزا اين قدر خوشمزه شدي و حرفاي خوشكل ميزني كه اصلا يادم نميمونه كه بخوام بنويسمشون چند روز پيش نيلوفر اين كتاب رو برات هديه اورد توي اون ٣٣ تا شعر كه توي كتاب هست مدام ميگي اين شعر وقتي كه من عروس بشم رو برات بخونم و دو روزه حفظ شدي اين روزا كارت اينه كه از صبح لباس عوض كني و نقش عروس خانم يا اقا دوماد بازي كني اهنگ بزاري و برقصي برا خودت كدبانو شدي دلبرم وقتي مهمون داريم دوست داري مرتب پذيرايي كني و به مهمونا اصرار كني كه چيزي بخورن عاشق اب بازي ، خاله بازي ، عروس بازي ، ني ني بازي هستي الان ديگه تفاوت داراب و شيراز رو ميفهمي و ...
28 ارديبهشت 1397