یکتایکتا، تا این لحظه: 4 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

عشق یکتای ما

سفر عسلویه

چهارده فروردین تازه بابا رفته بود سر کار که دایی مهدی از عسلویه تماس گرفت و ما رو دعوت کرد که بریم اونجا. گفت هتل برا یکتا همه امکانات داره و هوا هم عالیه. منو بابا مهرداد هم که عاشق سفر هستیم همونروز عصر راه افتادیم و دو شب اونجا بودیم. هوا عالی بود تو هم مثل همیشه سنگ تموم گذاشتی. قربون دختر خوش سفرم بشم.  ...
21 فروردين 1395

اولین نوروز زندگی یکتا جون

دخترم ، عشقم، برگ گلم : سلام مامانم  سال 94 هم تموم شد. سالی که برای من قشنگ ترین و مهم ترین اتفاق زندگیم رو رقم زد. اتفاق برزگی چون مادر شدن. ممنونم عزیزم ممنون که هستی و نگاه من رو به زندی تغییر دادی. حالا با حضور تو دنیای من خیلی زیباتر شده. تو روز به روز منو بیشتر به خدای خودم نزدیک میکنی. ممنونم عزیزم توی این پست میخوام برات از خاطره ی اولین نوروز زندگیت بگم.  سال 1395 هجری شمسی. سالی که با کلی شادی شروع شد و خداروشکر کلی به همه خوش گذشت.  بعد از جشن عروسی الهه جون یعنی 21 اسفند ما اومدیم شیراز چون هم من یکم خرید داشتم و هم شما وقت دکتر برا چکاپ. اخر هفته بابا کلی تلاش کرد و مرخصی گرفت و تونستیم خودمونو برا 4 شنب...
19 فروردين 1395
1