یکتایکتا، تا این لحظه: 4 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

عشق یکتای ما

شروع پاييز ٩٦

دوباره پاييز فصل هزار رنگ فصل تولدم خدا را هزار بار شكر ميكنم كه امسال هم مرواريد هاي زندگيم رو در نزديكيم حس ميكنم ممنون از مامان بابا كه امسال هم زحمت نگه داشتن تو رو ميكشن . اشتياقت برا رفتن خونه مامان جون بي نظيره منم خدا رو شكر مدرسه نمونه هستم و سه روز بيشتر نميرم البته تا ٢:٣٠ شما هم پيش مامان جون صبحانه و ناهارت رو ميخوري و اماده خواب ظهرت مياي خونه خدا ايشاله سايشونو رو سرمون حفظ كنه موهات حسابي بلند شده بود و چون نميزاشتي مامان ببنده و همش ميخواي روسري سرت كني به اصرار مامان جون رفتيم كوتاه كرديم اين بار هم خيلي گريه كردي ولي خوب شد ديگه فعلا نيازي به بستن نداره و راحت شدي . عكس بعد از اصلاح خو...
16 مهر 1396

الهي تب كنم شايد پرستارم تو باشي

الهي تب كنم شايد پرستارم تو باشي چه زود بزرگ شدي اميدم چه زود عاقل شدي دلبركم چه شيرينه مريض شدن و تب داشتن وقتي چون تويي پرستارم هستي چقدر خوشبختم من كه چون تويي رو دارم دلسوزي هاي دخترانه ات را خيلي زودتر از تصوراتم به نمايش گذاشتي ديگه هيچ غمي ندارم هيچي از دنيا نميخوام لمس دستانت ، نوازش موهايت ، صداي طپش قلبت مرا بس ...... ١٥ مهر . سرماخوردگي و تب مامان و تلاش يكتا براي خوب شدن مامان...
16 مهر 1396

محرم . مهرماه ٩٦

عالم به ماتم تو حسینیۀ غم است یعنی که فصل سوک و عزا، فصل ماتم است از عرش تابه فرش تمام فرشتگان فریاد می زنند که ماه محّرم است بازم ماه محرم رسيد امسال تو دخترم مفهوم عزاداري رو بيشتر ميفهمي طبل و زنجير خريديم برات و اگه صداي اهنگ بشنوي ميگي نزار زشته سينه بزنيم . ما هم رفتيم داراب و همه چي مثل سال هاي قبل با اين تفاوت كه شما خانم تر شدي و تو پخش نذري كمك كردي فداي دخترم بشم كه حتي اون شبي كه مامانش خسته بود هم با الهه جون و شايان رفتن عزاداري ني ني امسالمون هم متين جون بود كه مراسم نون و حلوا رو براش انجام داديم . انشالله زير سايه اقا امام حس...
9 مهر 1396

تولد چهارده سالگي خاله نيلوفر

١٤ سال گذشت چه زود بزرگ شدي عشقم چقدر خانوم شدي نفسم اونقدري كه حالا دلم قرصه از اينكه وقتي خيلي دلم تنگه سنگ صبورم هستي چقدر خوبه كه ميتونم با خيال راحت يكتا رو بهت بسپارم خدايا بزرگيتو شكر روزي كه فهميدم دارم خواهر دار ميشم خيلي خوشحال شدم ولي فكر نميكردم بجايي برسم كه بدون شنيدن صدات روزم شب نشه نيلوفر نازنينم حس داشتن خواهر حس شيريني ولي حس داشتن نيلوفر بينظيره و من به خاطر اين حس به خودم ميبالم دوستت دارم تولدت مبارك ...
2 مهر 1396

جشن دندوني مرسانا

لبخند بزن دختركم برامدگي گونه هايت توان ان را دارد كه اميد رفته ام را بازگرداند لبخند هايت چه بهايي به لحظه هايم ميدهد پس بخند تا هميشه ارام باشم جشن دندوني مرسانا جون ١٣٩٦/٠٦/٢٨ رقص چاقو هنر جديد يكتا جونم يكتا و يسنا...
2 مهر 1396
1