یکتایکتا، تا این لحظه: 4 سال و 4 ماه و 21 روز سن داره

عشق یکتای ما

تولد چهارسالگي

                          هنوز تازه اس اولين نگاهت اولين صدايت اولين گريه هايت كه مژده آمدنت را به ما ميداد انگار همين ديروز بود كه دستت را گرفتيم تا اولين قدم هايت را برداري ولي امروز در راه رفتن از ما سبقت ميگيري جان جانانم ، ديدن بزرگ شدن و قد كشيدنت چه زيباست اميدوارم كه هر سالي كه ميگذرد براي شادتر و زيباتر از سال قبل باشد ماهم تمام سعيمان را ميكنيم كه دختري شاد سرزنده و موفق باشي چهارسالگيت مبارك نفسم با تشكر از همه كساني كه لطف كردند و براي اين جشن زيبا در كنارمون بودند اول از همه ...
28 خرداد 1398

بازديد از باغ وحش

چند وقتي هست كه نسبت به حيوونا علاقه خاصي پيدا كرده بودي و كلي نسبت بهشون كنجكاو شدي . ما هم توي تعطيلات اخر هفته تصميم گرفتيم تا ببريمت باغ وحش تا از نزديك با حيوونا اشنا بشي اين اولين تجربه بازديد از باغ وحش بود و كلي برات هيجان داشت...
18 خرداد 1398

سيسموني ني ني الهه

عزيز مامان اين روزا بي صبرانه انتظار ني ني رو مي كشي و مدام ميپرسي ني ني الهه در اومده ؟ چند وقت پيش وقتي ازم خواهر يا برادر خواستي گفتم قراره بزودي يه خواهر گيرت بياد پرسيدي كي ؟ گفتم ني ني الهه . حالا هم داري براي ديدن خواهرت روز شماري ميكني و من ميدونم انتظار براي سن تو چقدر سخته . عمه اعظم كلي زحمت كشيدن و سيسموني ني ني رو اوردن تو هم با ذوق تمام يكي يكي وسايلا رو چك مي كردي و قربون صدقش ميرفتي انشالله كه اين روزا به سلامتي بگذرن و مادر و بچه سالم در كنار هم داشته باشيم . سيسموني ني ني الهه ....
15 خرداد 1398
1