یکتایکتا، تا این لحظه: 11 سال و 3 ماه و 3 روز سن داره

عشق یکتای ما

بدنيا اومدن آيسا

بماند به يادگار ٩٨/٤/٢٨ تولد آيسا جون خوش اومدي عزيز دل قدمت مبارك يكي دوماه اخر بارداري الهه جون هيجان و انتظار تو براي ديدن ني ني بيشتر از همه بود اروم و قرار نداشتي كه زودتر بدنيا بياد و ببينيش و همه نگرانيت از اين بود كه تو رو بيمارستان راه نميدن خلاصه كه صبح جمعه ني ني خوشكلمون به اين دنيا اومد و كلي همه رو خوشحال كرد ظهر هم بابايي از نگهبان خواهش كرد مه بزارن چند دقيقه بياي بالا و تو هم كلي خوشحال شدي كه تونستي ني ني رو ببيني آيسا جون يه دختر ناز و خوشكل و ريزه ميزه مثل نوزادي خودت چشم به اين جهان باز كرد انشالله بزودي بزرگ ميشه و شما دوتا باهم همبازي و دوست ميشين...
30 تير 1398

سفر مشهد خرداد ماه ٩٨

امسال امام رضا ع ما رو طلبيد كه دسته جمعي همراه مامان جون و بابايي و نيلوفر همچنين دوتا از دوستاي بابايي بريم پابوس اقا . خداروشكر تو اين سفر با وجود مامان اينا خيلي بهت خوش گذشت و زيارت امام رو كه تقريبا چيزي ازش يادت نميومد دوباره تجربه كردي با نيلوفر جاهايي مثل هليوم پارك و سرزمين موج هاي ابي هم رفتيم كه حسابي بهت خوش گذشت ممنون از مامان جون و بابايي بابت اين سفر به ياد ماندني هتل بزرگ ٥ ستاره سي نور زيارت در حرم اقا امام رضا ع هليوم پارك تجربه اي عالي عكس هاي زيبا يادبود از هتل سي نور ...
4 تير 1398

تولد چهارسالگي

                          هنوز تازه اس اولين نگاهت اولين صدايت اولين گريه هايت كه مژده آمدنت را به ما ميداد انگار همين ديروز بود كه دستت را گرفتيم تا اولين قدم هايت را برداري ولي امروز در راه رفتن از ما سبقت ميگيري جان جانانم ، ديدن بزرگ شدن و قد كشيدنت چه زيباست اميدوارم كه هر سالي كه ميگذرد براي شادتر و زيباتر از سال قبل باشد ماهم تمام سعيمان را ميكنيم كه دختري شاد سرزنده و موفق باشي چهارسالگيت مبارك نفسم با تشكر از همه كساني كه لطف كردند و براي اين جشن زيبا در كنارمون بودند اول از همه ...
28 خرداد 1398

بازديد از باغ وحش

چند وقتي هست كه نسبت به حيوونا علاقه خاصي پيدا كرده بودي و كلي نسبت بهشون كنجكاو شدي . ما هم توي تعطيلات اخر هفته تصميم گرفتيم تا ببريمت باغ وحش تا از نزديك با حيوونا اشنا بشي اين اولين تجربه بازديد از باغ وحش بود و كلي برات هيجان داشت...
18 خرداد 1398

سيسموني ني ني الهه

عزيز مامان اين روزا بي صبرانه انتظار ني ني رو مي كشي و مدام ميپرسي ني ني الهه در اومده ؟ چند وقت پيش وقتي ازم خواهر يا برادر خواستي گفتم قراره بزودي يه خواهر گيرت بياد پرسيدي كي ؟ گفتم ني ني الهه . حالا هم داري براي ديدن خواهرت روز شماري ميكني و من ميدونم انتظار براي سن تو چقدر سخته . عمه اعظم كلي زحمت كشيدن و سيسموني ني ني رو اوردن تو هم با ذوق تمام يكي يكي وسايلا رو چك مي كردي و قربون صدقش ميرفتي انشالله كه اين روزا به سلامتي بگذرن و مادر و بچه سالم در كنار هم داشته باشيم . سيسموني ني ني الهه ....
15 خرداد 1398

تولد ٣٣ سالگي بابا مهرداد

اردیبهشت... يعني بهشت .یعنی با تو بودن.با تو قدم زدن.با تو حرف زدن اردیبهشت... یعنی تو.یعنی به تو عادت کردن .يعني که یادت نرود چقدر دوستت دارم اردیبهشت... یعنی یادم نرود که رویای تو چه عاشقانه مرا عاشق کرد که یادم نرود دوستت دارم هایت را اردیبهشت ... یعنی دوست داشتن.یعنی باران.یعنی تو .... مرد ارديبهشتي من ، تولدت مبارك فرزانه اميدوارم كه شاهد موفقيت هاي بيشتر بابا مهرداد باشيم تولد ٣٣ سالگي بابا مهرداد...
14 ارديبهشت 1398